العلامة المجلسي

45

حق اليقين ( فارسى )

او و اهل بيت او آموختند ( وجه دويم ) آنكه امير المؤمنين عليه السّلام در خطبهء قاصعيه فرمود كه حقتعالى مقرون گردانيد به پيغمبر خود در هنگامى كه او را از شير بازگرفتند يا نزديك به آن بزرگترين ملكى از ملائكه خود را كه دلالت ميكرد او را به راه مكارم افعال و محاسن اخلاق اهل عالم در شب و روز همين است . معنى پيغمبرى معلوم شد كه شرايع دين خود را از ملك فرا مىگرفت ( وجه سيم ) آنكه در احاديث صحيحه وارد شده است كه حق تعالى حضرت ابراهيم را بندهء خاص خود گردانيد پيش از آنكه او را پيغمبر گرداند و پيغمبر گردانيد او را پيش از آنكه او را رسول گرداند و رسول گردانيد پيش از آنكه خليل گرداند و خليل گردانيد او را پيش از آنكه امام گرداند - و در حديث صحيح وارد شده است كه نبى آنست كه در خواب مىبيند مانند خواب ابراهيم و مانند آنچه ميديد رسول خدا از اسباب پيغمبرى پيش از آنكه جبرئيل وحى بياورد از براى او برسالت پس معلوم شد كه پيغمبرى از رسالت بوده ( وجه چهارم ) در احاديث صحيحه بسيار وارد شده است كه رسول خدا و ائمهء هدى صلوات اللَّه عليهم از اول سن تا آخر سن مؤيدند بروح القدس كه ايشان را تعليم و تسديد مينمايد و از سهو و خطا و نسيان نگاه ميدارد ( وجه پنجم ) بنص قرآن و احاديث متواتره معلوم شده است كه حضرت رسول افضل انبياء است و هر فضيلتى و كرامتى كه بهر پيغمبرى داده‌اند به آن حضرت زياده از آن كرامت كرده‌اند چون تواند بود كه حضرت عيسى عليه السّلام در گهواره پيغمبر باشد و حضرت يحيى در سن صبى بشرف نبوت فايز گردد و حضرت رسالت با آن جلالت قدر تا چهل سال خلعت نبوت نپوشد ايضا در حديث بسيار وارد شده است كه از ائمه صلوات اللَّه عليهم در وقت طفوليت بلكه در هنگام ولادت آثار علم و كمال ظاهر مىشود و حضرت قائم عليه السّلام در كودكى در دامان پدر از مسائل مشكلهء غامضه جواب فرمود و حضرت جواد عليه السّلام در سن نه سالگى در سه روز سى هزار مسئلهء غامضه را بيان شافى نمود چون تواند بود كه حضرت رسالت از ايشان كمتر باشد ( وجه ششم ) خلافست كه حقتعالى آن حضرت را چرا امى ناميد اكثر گفته‌اند براى آن بود كه خط و سواد نداشت و در اخبار وارد شده است كه نسبت بام القرى كه مكهء مشرفه است داده شده است و در اين خلافى نيست كه آن حضرت پيش از بعثت تعليم خط و سواد از كسى ننموده بود چنانچه نص قرآن بر آن دلالت كرده است و خلاف در اينست كه آيا بعد از بعثت ميتوانست خواند و نوشت يا نه حق آنست كه قادر بود بر خواندن و نوشتن چنانچه بوحى الهى همه چيز را